پنج سال فاجعه در آموزش دختران در افغانستان
تأثیرات جنگها و مداخلات خارجی بر معارف
افغانستان بیش از یک قرن است که قربانی تجاوزات خارجی، جنگهای نیابتی، گروههای افراطی، تروریزم و مداخلات خارجی هستند. در نتیجه این جنگهای طولانی، میلیونها افغان کشته، زخمی، بیجا، از آموزش و از حقوق اساسیشان محروم شدهاند. سیستم معارف نیز بهگونه پیهم چندین بار از بین رفته و شدیداً آسیب دیده است و چندین نسل از آموزش محروم ماندهاند. اینکه چرا چندین نسل افغانستان از آموزش محروم شدهاند، افغانها یکی از عوامل بزرگ آن را مداخلات نامشروع پاکستان در افغانستان میدانند.
مسئله منازعه تاریخی افغانستان و پاکستان و تأثیرات آن بر سیستم آموزشی
به گفته افغانها، یک قرن پیش کشوری به نام پاکستان در روی زمین وجود نداشت، پیش از آن نصف خاک پاکستان مربوط به افغانستان بود، باشندگان آن افغان بودند و اکنون نیز افغان هستند. همچنان نصف دیگر خاک آن مربوط به کشور هند بود. بریتانیا به این مناطق آمد و حاکمیت خود را بر این سرزمین مستحکم کرد. بریتانیا پس از جنگهای زیاد با افغانها، در سال ۱۸۹۳ میلادی در مورد همین مناطق با افغانستان قراردادی را به نام قرارداد صد ساله دیورند امضا کرد و به گفته بریتانیا، پس از صد سال نصف این خاک باید به افغانستان و نصف دیگر آن به هند دوباره واگذار میشد، اما بعداً در سال ۱۹۴۷ میلادی بریتانیا در همین جغرافیه کشوری به نام پاکستان ایجاد کرد.
به باور افغانها، پس از ایجاد کشور پاکستان، سیاستهای نهادهای نظامی و استخباراتی پاکستان در برابر افغانها تغییر کرد. به باور افغانها، در پشت این سیاستهای پاکستان این تفکر وجود داشت و دارد که اگر مردم افغانستان آموزش ببینند، افغانها سرزمین خود را از پاکستان دوباره خواهند گرفت و در نتیجه پاکستان از بین خواهد رفت. به گفته روشنفکران افغان، به همین دلیل پاکستان همیشه از جنگها در افغانستان حمایت کرده، گروههای نیابتی ایجاد و حمایت کرده است و برای تضعیف حکومتهای افغانستان و جلوگیری از پیشرفت معارف، فعالیتهای گسترده و مبالغ هنگفتی را مصرف کرده است.
افغانها میگویند که در نتیجه همین سیاستهای ظالمانه، سیاستهای نادرست و اقدامات ناپسند پاکستان، افغانستان با جنگهای طولانی نیابتی، ناامنیها و ویرانیهای بزرگ مواجه شده و معارف افغانستان و چندین نسل آن با آسیبهای سنگین روبهرو شدهاند. به گفته آنان، گروههای نیابتی پاکستان صدها مکتب را در افغانستان با بمب منفجر کرده و هزاران دانشآموز، بهخصوص دانشآموزان دختر را کشته و زخمی کردهاند. شماری از مقامهای بلندپایه پاکستان نیز در زمانهای مختلف تأیید کردهاند که این کشور از گروههای تروریستی در افغانستان حمایت کرده است.
آمدن حکومت جمهوری و فرصت آموزش برای کودکان افغان
در سال ۲۰۰۱ میلادی، با حمایت جامعه جهانی در افغانستان حکومت جمهوری ایجاد شد. با این امر، بار دیگر فرصت آموزش برای افغانها فراهم شد. به گفته افغانها، در بیست سال جمهوریت نیز گروههای نیابتی پاکستان مکاتب دخترانه را در افغانستان با بمب منفجر میکردند و در مناطق دورافتاده تمام مکاتب را مسدود کرده بودند و بر روی دختران اسید میپاشیدند. به همین دلیل میلیونها دختر و پسر از آموزش بازماندند.
سقوط سال ۲۰۲۱ و ممنوعیت آموزش دختران
در ۱۵ آگست سال ۲۰۲۱ میلادی، نظام جمهوری افغانستان سقوط کرد و طالبان بار دیگر بر افغانستان حاکم شدند. با حاکمیت طالبان، بر آموزش و کار دختران در افغانستان ممنوعیت وضع شد و در نتیجه این ممنوعیت، میلیونها دختر از حق اساسی آموزش محروم شدند. این در حالی است که افغانها از پنج سال به اینسو از طالبان خواستار اعطای این حق اساسی هستند، اما تا اکنون از سوی طالبان هیچ اقدام مثبتی صورت نگرفته و در نتیجه آن، میلیونها دختر از حقوق اساسیشان بیبهره ماندهاند. به گفته روشنفکران، این واقعاً یک فاجعه بزرگ و جبرانناپذیر است و جامعه جهانی باید هرچه زودتر به آن پایان دهد.
اهمیت آموزش دختران
آموزش اساس دانش، صحت، استقلال اقتصادی زنان، تقویت خانواده و پیشرفت جامعه است. یک دختر باسواد میتواند فردا معلم، داکتر، انجینر، حقوقدان، پژوهشگر و عضو مؤثر جامعه شود. محروم ساختن دختران از آموزش، افغانستان و جهان را از یک نسل کامل و ظرفیت مهم بشری محروم میسازد. این محرومیت تأثیر منفی درازمدت خواهد داشت.
سازمان ملل متحد و نهادهای بینالمللی حقوق بشر جهان نباید در مورد آموزش، کار و زندگی دختران افغان خاموش بمانند، بلکه بر اساس مسئولیت مشترک خود باید مسئولیتشان را در قبال حقوق اساسی دختران افغان بهگونه مسئولانه ادا کنند و وضعیت جاری را تغییر دهند، تا دختران افغان دوباره به مکتب، دانشگاه و کار برگردند. اگر مکاتب دختران به همین شکل بسته باقی بماند، این برای بشریت و جهان یک تراژیدی جبرانناپذیر خواهد بود. بر اساس حقوق بشر، آموزش حق اساسی و طبیعی هر انسان است که هیچ انسان دیگری حق ندارد این حق طبیعی و اساسی را از دیگر انسانها بگیرد.
با احترام
